فیلم «باشگاه آدمکشی پنجشنبه» به کارگردانی کریس کلمبوس، داستان چهار بازپرس غیرحرفهای را دنبال میکند که در یک سرای سالمندان مجلل مشغول تحقیق در مورد قتل یک تاجر حیلهگر هستند. این اثر، با توجه به روایت خاص و شخصیتهای جذابش، مخاطب را به دنیایی پر از معما و طنز میبرد.
بازگشت کلمبوس به صندلی کارگردانی
کریس کلمبوس، کارگردان نامآشنای آثار کلاسیک دوران کودکی، با این فیلم به دنیای کارگردانی بازگشته است. او که پیش از این با آثار موفقی مانند «تنها در خانه» و «هری پاتر» شناخته میشود، این بار با اقتباسی از مجموعه کتابهای جنایی ریچارد عثمان، فضای جدیدی را به تصویر کشیده است. داستان در سرای سالمندان کوپرز چیس روایت میشود که بیشتر شبیه به یک مدرسه شبانهروزی جادویی است تا یک مرکز زندگی برای بازنشستگان.
شخصیتها و داستان
قهرمان داستان، جویس (با بازی سلیا ایمری)، بهطور اتفاقی با باشگاهی به نام «باشگاه آدمکشی» آشنا میشود که در آن به بررسی پروندههای حل نشده میپردازند. او به زودی به تیمی متشکل از شخصیتهای جالبی از جمله الیزابت (هلن میرن)، رئیس سابق MI6، و ران (پیرس برازنان) میپیوندد. این گروه به کمک افسر پلیس واقعی، PC دی فریتاس (نائومی آکی)، به بررسی قتل یک رقیب تجاری میپردازند که داستان را به سمت چالشهای جدیدی سوق میدهد.
نقاط قوت و ضعف
با وجود بازیگران مطرح و داستان جذاب، این فیلم در برخی از جنبهها از جمله دیالوگها و شوخیها به سطحی از بیرمق بودن دچار شده است. دیالوگها بیشتر به توضیحات صرف بدل شدهاند و این موضوع به نوعی از کیفیت کار میکاهد. تنها بازی جاناتان پرایس در نقش همسر الیزابت، تاثیر قابل توجهی بر روی مخاطب دارد.
نتیجهگیری
به طور کلی، «باشگاه آدمکشی پنجشنبه» میتواند برای یک شب استراحت مناسب باشد، اما در زمینه تصویرسازی از پیری و چالشهای آن، بیشتر تحقیرآمیز است تا اینکه بینشدهنده باشد. این فیلم به اندازه یک دمپایی کهنه ناامیدکننده است و در نهایت نمیتواند به وعدههایش عمل کند.