گروه متال افسانهای اسپینال تپ دوباره به صحنه بازمیگردد تا در آخرین برنامه خود گرد هم بیایند و سعی کنند جایگاه خود را در دنیای پر از رقابت راک اند رول محکم کنند. در فیلم جدید با عنوان اسپینال تپ ۲: پایان ادامه دارد، این گروه با بیانیهای پرشور و گوتیک معرفی میشود: “مستقیم از جهنم… این اسپینال تپ است!” این جمله به خوبی نشاندهنده تن و حال و هوای فیلم است، که به نظر نمیرسد از بهشت نازل شده باشد.
بازگشت به ریشهها
فیلم This Is Spinal Tap که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد، به عنوان یکی از بهترین آثار کمدی تاریخ سینما شناخته میشود و ما را با سه شخصیت اصلی آن، دیوید سنت هابینز، نایجل تافنل و درک اسمالز، آشنا میکند. اما دنباله جدید نتوانسته است آن سطح از خنده و جذابیت را بازتولید کند و به نظر میرسد که فقدان کمدی موفق در این فیلم، نقطه ضعف بزرگی باشد.
سرنوشت جداگانه اعضای گروه
در این فیلم، اعضای گروه هرکدام مسیرهای متفاوتی را دنبال کردهاند. نایجل اکنون صاحب یک مغازه پنیر و گیتار در برویک-آپون-توید است و در گفتگوهایش به یکی از معدود شوخیهای خوب فیلم اشاره میکند. در همین حال، فقدان نوازنده درام همچنان حس میشود و به یکی از شوخیهای طولانی فیلم تبدیل شده است.
نقاط قوت و ضعف فیلم
راب راینر، کارگردان اصلی، با بازگشت به نقش مارتی دیبرگی، سعی کرده است تا این فیلم را به شکلی نوین ارائه دهد، اما مهارتهای بداههپردازی او نتوانسته است همان تأثیر را بگذارد. برخی از جوکها به نظر میرسد که به شکلی ساختگی و غیرطبیعی به تصویر کشیده شدهاند. همچنین، حضور شخصیتهای جدید مانند کری گادلیمن که نقش دختر مدیر گروه را بازی میکند، تا حدی قابل قبول است، اما برخی دیگر، مانند شخصیت کریس ادیسون، به سادگی غیرقابل تحمل میشوند.
آیا اسپینال تپ هنوز جذاب است؟
در نهایت، مهارتهای نوازندگی اعضای گروه همچنان بینظیر است و آنها با اجراهای آکاپلا و آهنگهای کلاسیک خود، نشان میدهند که هنوز هم میتوانند مخاطبان را به وجد آورند. اما با این حال، این مجموعه از جوکها و لطیفههای خستهکننده سؤال بزرگی را مطرح میکند: آیا واقعاً زمان آن رسیده که اسپینال تپ به تاریخ بپیوندد یا هنوز هم جایی برای درخشش آن در دنیای راک اند رول وجود دارد؟