سال ۱۹۸۹ در ویرجینیای غربی، داستان کریستی، بوکسور زن جوانی که با چالشها و تبعیضهای موجود در ورزشهای رزمی روبرو است، آغاز میشود. کریستی با مربی و همسر آیندهاش، جیم، آشنا میشود و در مسیر موفقیت، با مشکلاتی نظیر آزار و اذیت و تبعیض جنسیتی دست و پنجه نرم میکند.
چالشهای زنان در دنیای بوکس
زنان در ورزشهای رزمی همواره با موانع بسیاری مواجه بودهاند. بوکس به عنوان یکی از انحصاریترین ورزشها برای زنان شناخته میشود و این موضوع مانع از کریستی مارتین نشد. او در دهه 1990 به عنوان یکی از پیشگامان این ورزش شناخته شد و توجه رسانهها را به خود جلب کرد. فیلم ‘کریستی’ از دیوید میشد، در حالی که سعی دارد داستان این قهرمان را روایت کند، بیشتر بر روی روابط شخصی و کشمکشهای خانوادگی او تمرکز دارد.
تجربهای در رینگ و خارج از آن
داستان فیلم با یک مسابقه بوکس آماتور آغاز میشود که در آن کریستی موفق به کسب 300 دلار میشود. او که به عنوان ‘دختر معدنچی زغال سنگ’ شناخته میشود، در مجله Sports Illustrated ظاهر میشود و نشان میدهد که زنان نیز میتوانند در این ورزش موفق باشند. با این حال، فیلم به جای تمرکز بر روی دستاوردهای ورزشی کریستی، بیشتر بر روی رابطهاش با جیم و چالشهای آن تأکید میکند.
بازی درخشان سیدنی سوئینی
سیدنی سوئینی در نقش کریستی بهخوبی توانسته است از خود جدیت و توانایی نشان دهد. او با فداکاری و شدت به ایفای نقش پرداخته، اما فیلم به دلیل عدم تمرکز بر روی جنبههای ورزشی و حرفهای کریستی، از جذابیت آن کاسته است. عدم استفاده مناسب از شخصیتهای مهم دیگر، همچون لیزا هولواین، باعث میشود که داستان کمی بیهدف به نظر برسد.
نتیجهگیری
فیلم ‘کریستی’ با تجلیل از پیروزیهای یک ورزشکار زن شجاع و بازی قوی سیدنی سوئینی، به نوعی تمثیلی فمینیستی را به تصویر میکشد، اما در عین حال از نظر روایت و ساختار به نظر میرسد که در مسیری ناپیدا قرار دارد.