فیلم «H Is For Hawk» به کارگردانی فیلیپا لاوتورپ، داستان هِلِن، یک پژوهشگر دانشگاهی را روایت میکند که پس از از دست دادن ناگهانی پدرش، به دنبال راهی برای فرار از غم و اندوه خود میگردد. تصمیم او برای خرید و تربیت یک پرنده شکاری به نام «مابل» به یک سفر عاطفی و چالشبرانگیز تبدیل میشود که او را به دنیای جدیدی از ارتباطات انسانی و حیوانی میبرد.
تجربهای غیرمتعارف از غم و از دست دادن
این فیلم بر اساس خاطرات هلن مکدونالد ساخته شده و به نوعی به شیوهای متفاوت به موضوع غم و فقدان پرداخته است. در سالهای اخیر، آثار متعددی درباره از دست دادن عزیزان به نمایش درآمدهاند، اما «H Is For Hawk» با داستانی عجیب و غریب و شخصیتهای جذاب خود، به خوبی از دیگر آثار متمایز میشود. در حالی که بازیهای فوقالعاده کلر فوی و مابل، پرنده شکاری، جذابیت خاصی به داستان میبخشند، اما توازن بین احساسات عمیق و لحظات شیرین گاهی به هم میخورد.
خودشناسی در دل طبیعت
فیلم در سال 2007 در کمبریج آغاز میشود، جایی که هِلِن با انرژی و شور و شوق به تدریس و زندگی خود ادامه میدهد. او با ویژگیهای غیرمعمول خود، از جمله سیگار کشیدن و خواندن آهنگهای قدیمی، به جایگاه یک استاد خشک و جدی فاصله دارد. این تغییر در شخصیت او، که به تازگی از یک زندگی منظم به دنیای پر از چالشهای احساسی وارد شده، به خوبی توسط کلر فوی به تصویر کشیده شده است، اما ضعفهای فیلمنامه باعث میشود که این تغییر به طور کامل محقق نشود.
چالشهای احساسی و تحولی در زندگی
با ورود مابل به زندگی هِلِن، داستان به طرز شگفتانگیزی دگرگون میشود. این پرنده شکاری به نمادی از چالشهای درونی و بیرونی او تبدیل میشود و در عین حال تنشهای عاطفی و درگیریهای ذهنی او را نمایان میسازد. با این حال، پیشرفت داستان در برخی نقاط با ابهاماتی مواجه میشود که ممکن است تماشاگران را سردرگم کند. در حالی که هِلِن به زندگی در شرایط غیر بهداشتی و رفتارهای خودآزارانه ادامه میدهد، احساسات او به نوعی در حال فروپاشی است.
نقاط قوت و ضعف فیلم
با وجود اینکه «H Is For Hawk» داستانی زیبا و پر از احساسات را روایت میکند، اما گاهی اوقات به نظر میرسد که کارگردان نتوانسته است به عمق احساسات غم و اندوه بپردازد. در انتهای فیلم، برخی از نگرانیهای اخلاقی مرتبط با شکار با پرندگان به صورت نامناسبی گنجانده شده است که به پیام کلی فیلم آسیب میزند. با این حال، بازیهای درخشان کلر فوی و مابل به عنوان دو شخصیت اصلی، همچنان جذابیت این اثر را حفظ میکند و به آن روح میبخشد.