پس از نزدیک به یک دهه از آخرین حضور ماکس و کلوئی در دنیای بازیهای Life Is Strange، طرفداران این سری به شدت منتظر بودند تا دوباره شاهد ماجراهای این دو شخصیت باشند. در حالی که عناوین دیگر سری با شخصیتهای مختلف موفقیتهایی را تجربه کردهاند، هیچکدام نتوانستهاند همان تأثیر عاطفی و جذابیت داستانی که نسخههای اولیه داشتند را به تصویر بکشند. اکنون با بازگشت کلوئی به داستان، Life Is Strange: Reunion به نظر میرسد که نه تنها بازی مورد انتظار طرفداران قدیمی است، بلکه امکان دارد قویترین ورژن این سری تا به امروز باشد.
داستان و شخصیتها
این بازی بلافاصله پس از وقایع نسخه قبلی، Double Exposure، جریان دارد و به دنبال جمعبندی ماجراهای ماکس کافیلد در دنیایی پر از پیچیدگیهای زمانی و بینبعدی است. کلوئی به زندگی بازگشته و در تلاش است تا تکههای زندگیاش را دوباره کنار هم بچیند، در حالی که ماکس نیز با عواقب تصمیماتش در Double Exposure دست و پنجه نرم میکند. داستان Reunion به وضوح نشان میدهد که این فصل پایانی برای ماکس، تیرهتر و احساسیتر از هر چیزی است که تاکنون در این سری دیدهایم.
گرافیک و صداگذاری
در کنار داستان قوی، گرافیک بازی نیز بسیار بهبود یافته است. چهرهها و حرکات شخصیتها به شکلی طراحی شدهاند که به خوبی احساسات آنها را منتقل میکند. مکانها با جزئیات فوقالعادهای پر شدهاند و هر کدام داستانی برای گفتن دارند. تجربه من از دموی بازی شامل کاوش در خانه ماکس و چند مکان دیگر با حال و هوای غمانگیز بود که به خوبی حس و حال کلی بازی را منتقل میکند. گفتگوها نیز به مراتب واقعیتر به نظر میرسند و از دیالوگهای غیرطبیعی که در نسخههای قبلی دیده بودیم، خبری نیست.
موسیقی و احساسات
موسیقی این بازی، که همیشه یکی از نقاط قوت سری بوده، در Reunion نیز به خوبی کار شده است. استفاده از آهنگهای خاطرهانگیز در صحنههای کلیدی، احساسات عمیقتری را به بازی اضافه کرده و لحظاتی را به وجود میآورد که قلب بازیکن را به تپش درمیآورد. در مجموع، به نظر میرسد که Life Is Strange: Reunion به خوبی در حال ارائه یک تجربه غنی و احساسی است که طرفداران قدیمی و جدید را به خود جذب خواهد کرد.