بازی The Relic: First Guardian از دور به نظر میرسد که میتواند یک افزودنی قابل قبول به دنیای بازیهای اکشن باشد، اما با نزدیکتر شدن به آن، واقعیت کاملاً متفاوتی نمایان میشود. این بازی به وضوح تحت تأثیر عناوین بزرگتر از خانواده FromSoftware قرار دارد، اما در عمل، نتوانسته است به استانداردهای بالای این عناوین نزدیک شود.
مشکلات فنی و بصری
از لحاظ بصری، The Relic به هیچ عنوان اولین تأثیر خوبی نمیگذارد. مدلهای شخصیتها خستهکننده و بیروح به نظر میرسند، طراحیهای آنها نه تنها کلیشهای از قهرمانان قرون وسطی هستند، بلکه برخی از آنها به قدری عجیب به نظر میرسند که حس کامل بودن را از دست دادهاند. چهرهها، به ویژه چهره قهرمان بازی، فاقد جزئیات هستند و تنها با چشمانی که گهگاهی نور میزنند، قابل تشخیص هستند. این بازی با استفاده از فیلترهای رنگی که به شدت بر روی محیط تأثیر میگذارد، باعث میشود تجربه بصری گیمرها به شدت تحت تأثیر قرار گیرد.
کاوش در دنیای مرده
دنیای بازی به شدت مرده و بیروح به نظر میرسد. بیشتر شهرکها در حال حاضر به شهرهای ارواح تبدیل شدهاند و قلعهها در حال نابودی هستند، در حالی که عملاً هیچ نشانهای از تنوع در طراحی آنها وجود ندارد. حتی روستاهایی که هنوز ساکن دارند، به سختی از یکدیگر قابل تشخیص هستند و تنها تفاوتهای جغرافیایی و فیلتر رنگی میتواند نشاندهنده مناطق مختلف باشد.
جستجو و داستانسرایی
با این حال، جستجو در این دنیای تاریک گاهی اوقات میتواند جذاب باشد. یافتن نقاط جالب مانند ورودی غارها یا بالا رفتن از پلهها به سمت برجهای مرموز، میتواند حس کنجکاوی را برانگیزد. اما متأسفانه، در بسیاری از مواقع، این جستجوها به بنبستهای ناامیدکننده منجر میشود. داستانهای تلخی که از طریق یادداشتهای شخصیتهای از دست رفته به دست میآید، میتواند جذاب باشد، اما این روند به قدری تکراری و خستهکننده میشود که به سرعت از لذت آن کاسته میشود.