پس از پنج سال از فروپاشی آژانس ASK، آندره (با بازی کامیل کاتن) در حال کار بر روی نخستین فیلم خود است. اما زمانی که بازیگر اصلی پروژهاش ناگهان انصراف میدهد و او نیز تهیهکنندهاش را اخراج میکند، اوضاع به هم میریزد. برای نجات این تولید، آندره تصمیم میگیرد که دستیار سابقش، نومی (با بازی لور کلامی) را به کار بگیرد و تلاش میکند تا فیلم را دوباره کست کند و از فاجعه جلوگیری کند.
چالشهای جدید و قدرتهای از دست رفته
ساختن یک فیلم درباره یک برنامه تلویزیونی که به منازل بزرگترین ایگوها در دنیای سینما و تلویزیون میپردازد، ریسک بزرگی به نظر میرسد. با حضور چهرههای مشهور همچون جورج کلونی و اووا لانگوریا در نقشهای خودشان، «به من زنگ بزن!» به نظر میرسد که در دام خودپرستی بیفتد. با این حال، این دنباله مورد انتظار به طرز شگفتانگیزی دلپذیر و سرگرمکننده از آب درآمده است.
کارگردان، امیلی نوبلت، با همکاری فانی هررو، خالق سریال، به خوبی توانسته است روابط قدرت را در این دنیای پر هرج و مرج برعکس کند. آندره که روزگاری وظیفه آرام کردن ایگوهای غیرقابل تحمل فیلمسازان را داشت، حالا به یکی از آنها تبدیل شده است. تلاشهای او برای حفظ فیلم و جلوگیری از فروپاشی کامل، منجر به لحظاتی کمدی و جذاب میشود.
لحظات کمدی و چالشهای کارگردانی
هرچند که این فیلم به دلیل فرم سینماییاش کمی از ریتم شتابزده سریال فاصله میگیرد، اما خود را در نمایش تناقضات دنیای سینما غرق نمیکند. شخصیت آندره، که به خوبی توسط کاتن به تصویر کشیده شده است، حتی در هنگام درخواست کمک نیز میتواند به تهدیدی ضمنی تبدیل شود. مادر بودن شاید کمی او را نرم کرده باشد، اما همچنان او همان شخصیت قوی و تسلططلب همیشگی است.
در نهایت، «به من زنگ بزن!» با وجود اینکه در فرم سینمایی خود ممکن است کمی به خودپرستی گرایش داشته باشد، اما همچنان با نیش و کنایههای خود، هر گونه خودبزرگبینی را به چالش میکشد. این فیلم به جای اینکه یک پیروزی آزاردهنده در دنیای سینما باشد، یک دیدار دلچسب و witty برای طرفداران این آژانسهای مطرح فرانسوی محسوب میشود.