خانواده اینگالز در اواخر قرن نوزدهم به میانه آمریکا نقل مکان کردهاند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما زمینهایی که به آنها وعده داده شده بود، به هیچ وجه رایگان نیستند و این تنها یکی از چالشهایی است که آنها با آن مواجه خواهند شد. سریال «خانه کوچک در دشت» با تمهای خانوادگی و ماجراجوییهای جذاب، به یکی از نقاط عطف فرهنگی آمریکا تبدیل شده و داستانهای لورا انگلز وایلدر، با فروش بیش از 73 میلیون نسخه، همچنان در دل مخاطبان جای دارد.
سازگاری با زمانه
نسخه جدید این سریال، به جای بازسازی مستقیم اثر قدیمی، تلاش کرده تا با بازنگری در داستانها، روح اصلی آن را حفظ کند و در عین حال به روزرسانیهایی را در محتوا ارائه دهد. این بازآفرینی، اگرچه جذاب است، اما به نظر میرسد که در بعضی مواقع کمی محتاطانه عمل کرده و تلاش دارد تا به تمام سلیقهها پاسخگو باشد.
چالشهای اجتماعی
این سریال سعی دارد تا داستانهای خانواده اینگالز را گسترش دهد و تأثیرات مهاجران سفیدپوست را بر خانوادههای محلی اوساج بررسی کند. شخصیتهای رنگینپوست، از جمله پزشک سیاهپوست داستان، جورج تن، به تصویر کشیده شدهاند؛ اما به نظر میرسد که این اثر در پرداختن به چالشهایی که اقلیتها در این دوران با آن روبهرو بودند، کمی محتاطانه عمل کرده است. وجود شخصیتهایی مانند وایت سان، که به مراتب جذابتر از شخصیتهای اصلی به نظر میرسند، به این احساس دامن میزند.
شخصیتهای جذاب
در این میان، آلیس هالزی، بازیگر 11 ساله، با ایفای نقش لورا، انرژی و جذابیت خاصی به سریال بخشیده است. شیمی قابل توجهی که او با خواهرش ماری، که توسط اسکایواکر هیوز بازی میشود، ایجاد کرده، به جذابیت داستان افزوده است. با این حال، بازی مادر خانواده، کارولین، که توسط کراسبی فیتزجرالد اجرا شده، کمی ناامیدکننده به نظر میرسد و در مقایسه با دیگر بازیگران، انرژی کمتری دارد.
چشمانداز آینده
با وجود اینکه «خانه کوچک در دشت» به نظر میرسد که کمی محتاطانه عمل کرده، اما با توجه به فشارهایی که بر روی این سریال برای موفقیت وجود دارد، شروع خوبی برای داستانهای خانواده اینگالز به شمار میآید. امیدواریم که در فصل دوم این سریال، سرنوشت شخصیتها و چالشهای آنها به طور عمیقتری بررسی شود و داستان به سوی ماجراهای جذابتری حرکت کند.