بازی The Blood of Dawnwalker در دنیای تاریک و رمزآلود خود، به داستان تسلط ویرانگر خونآشامها بر دره سانگورا میپردازد. در اوج طاعون سیاه، برنکیس، حاکم شرور و خونآشام، لرد انسانی دره را به قتل میرساند و بر این سرزمین سلطه مییابد. اما سلطه او نه تنها با دیکتاتوری، بلکه با زیرکی و فریبندگی همراه است. او که در خانوادهای اشرافی در دوران شکوفایی امپراتوری روم زاده شده، به طرز بیرحمانهای بر مردمش حکومت میکند و از دربار خود برای کنترل جمعیت دره بهره میبرد.
خونآشامهایی با داستانهای پیچیده
در داستان The Blood of Dawnwalker، خونآشامها تنها موجودات ترسناک نیستند، بلکه شخصیتهایی با تاریخچه و انگیزههای خاص خود هستند. توسعهدهندگان بازی، Rebel Wolves، با دقت به ساخت افسانههای جدیدی از خونآشامها پرداختهاند که هم آشنا و هم تازگی دارد. کارگردان روایی، یاکوب زمالک، در فرایند توسعه به این نکته اشاره میکند که خونآشامها باید با ویژگیهایی فراتر از شرارت صرف، به تصویر کشیده شوند. این شخصیتها، با وجود سالها زندگی تحت تأثیر نفرین خونآشامی و انسانیت، خواستهها و آرزوهای خود را دارند و از این رو، به شخصیتهایی پیچیده و جذاب تبدیل میشوند.
فلسفهای در پس قدرت خونآشامها
برنکیس و دربارش نه تنها به عنوان دشمنان بازی، بلکه به عنوان شخصیتهایی با اهداف خاص و معقول معرفی میشوند. برنکیس به دنبال تبدیل دره به یک سیستم فئودالی جدید و خونآشامی است، جایی که مردم باید مالیات و خون خود را به او بدهند و به عنوان پیروان او درآیند. این رویکرد به ما نشان میدهد که خونآشامها تنها موجوداتی شرور نیستند، بلکه در پی ساختن دنیای خود با قوانین خاص خود هستند.