سودا ۵۱ و استودیو گریسهاپر منیفکتور همیشه با آثار خود در دنیای بازیهای ویدیویی شناخته شدهاند. هرچند عناوینی مانند Let It Die و Lollipop Chainsaw از نظر ظاهری متفاوت به نظر میرسند، اما هر دو به وضوح از همان سبک خاص و انرژی بالای این استودیو بهره میبرند. بازی جدید آنها، Romeo Is a Dead Man، به وضوح نشان میدهد که این تیم خلاق در مسیر خود به جلو گامهای بلندی برداشته است. با گذشت چند دقیقه از این بازی، به وضوح میتوان دریافت که این بار نیز شاهد یک تجربه متفاوت خواهیم بود.
تجربهای نوین در گیمپلی
با بازی کردن دو فصل ابتدایی، متوجه تغییرات قابل توجهی در طراحی هنری و ارائه بازی میشویم که سطح جدیدی از شگفتی را به ارمغان میآورد. هرچند گیمپلی به خودی خود انقلابی نیست، اما تلاشهای زیادی برای ارتقاء تصویر استودیو از “بازیهای دیوانهوار و سرگرمکننده” به “بازیهای دیوانهوار و سرگرمکننده برای ساعتها” صورت گرفته است. همچنان که انتظار میرفت، Romeo Is a Dead Man سرشار از طنز غیرمعمول، خشونت و ویژگیهای خاص این استودیو است. اما آنچه در این بازی قابل توجه است، شدت و شدت طنز و ضرباهنگ آن است که به وضوح به آثار قبلی این تیم بازمیگردد.
داستانی جنونآمیز و غیرقابل پیشبینی
شما در این بازی به عنوان رومئو، یک معاون کلانتری، ایفای نقش میکنید که به طرز عجیبی به یک ابرقهرمان تبدیل میشود. داستان بازی با عناصری از زمان و فضایی عجیب و غریب، به شدت غیرمعمول و سرگرمکننده است. رومئو به دنبال جولیت، یکی از اولویتهای خود، میگردد که در واقع موجودی از بعد دیگری است. داستان این بازی، اگرچه به طور منطقی پیچیده است، اما به شیوهای روایت میشود که شما را درگیر خود میکند و شک و تردید را به معنای واقعی کلمه به چالش میکشد.